چرا با وجود پیشرفت علم و امکانات، هنوز از انواع مشکلات و بیماریها رنج میبریم؟
در گذشته چیزهایی مثل بیماریهای همهگیر، میتوانست به سادگی جان هزاران یا حتی میلیونها نفر را بگیرد، بیماریهای عفونی ساده میتوانستند مرگبار باشند، زایمان که امروز یک فرآیند کنترلشده است، آن زمان یکی از پرریسکترین تجربههای زندگی بود و هزاران نمونه ی دیگه . ولی خوشبختانه الان علم پزشکی مدرن جان بسیاری از انسان ها رو از امثال این مشکلات نجات داده و این معادله را برای همیشه تغییر داده اند. واکسنها، آنتیبیوتیکها، جراحیهای پیشرفته، تصویربرداریهای دقیق و سیستمهای درمانی گسترده، تنها بخشی از دستاوردهای بزرگ آنهاست. ✅
اما در کنار این پیشرفتها، باز مسئله ی دیگه ای وجود دارد و اون افزایش بروز بیماریهای جدیدی است که تا 100 سال پیش به شدت نادر بودند و به خصوص مسائل ذهنی ، عاطفی و روحی – روانی . متاسفانه این بیماری های عصر جدید به طور ریشه ای شناخته و درمان نشده اند و حتی برای برخی از آنها حتی درمانی وجود ندارد و به طرز عجیبی آمار این بیماری و مشکلات رو به افزایش است و تقریبا تمام انسانها به نوعی درگیر یکی از این مسائل هستند.
علت اصلی پیدایش این مشکلات چیزی نیست جز عدم تعادل و ناسازگاری! مسئله از جایی شروع شد که زندگی سریعتر از بدن ما تغییر کرد. انسانها به هیچ وجه آماده ی این حجم از تغییر در سبک زندگی خود نیستند و این وضعیت اصلا متناسب با بدن انسان نیست. نکته ای که وجود دارد این است که بدن و مغز انسان بهآرامی و در طی هزاران سال تکامل پیدا کردهاند و اینها چیزی نیستند که بتوانند خیلی سریع و به سادگی تغییر کنند و خود را با یک وضعیت و شرایط جدید ( از هر نظر، محیطی ، تغذیه، ذهنی و… ) سازگار کنند.
نه مغز ما به اندازه تکنولوژی پیشرفت کرده، نه سیستم عصبی ما برای این سطح از تحریک مداوم طراحی شده. به طور خلاصه جهان ما مدرن شده، اما بدن ما هنوز همان بدن قدیمی است. این فشار و عدم تناسب نتیجه اش به مرور به شکل یک عارضه و بیماری ظاهر میشود.
سبک زندگی ما، در کمتر از یک قرن، به طرز بیسابقهای تغییر کرده است. اگر فقط ۱۰۰ سال به عقب برگردیم، تصویر کاملاً متفاوتی از زندگی انسان میبینیم. این فاصله زمانی بسیار مهم است چون بدن انسان برای هماهنگ شدن با تغییرات، به زمان نیاز دارد. اما ما زمانی که ما به او ندادهایم. جسم و مغز انسان امروزی در محیطی زندگی میکند که برای آن طراحی نشده. اگر زندگی امروز را با حتی ۱۰۰ سال پیش مقایسه کنیم، تفاوتهای زیادی میبینیم که الزاما فقط به خاطر تکنولوژی نیست؛ بلکه در « سبک زندگی» است. برخی از این تغییرات عبارتند از:
- سرعت بالای زندگی
- آلایندگی ها و مواد شیمیایی
- مقایسه دائمی در شبکههای اجتماعی
- تحرک بدنی بهشدت کاهش پیدا کرده
- تغذیه از حالت طبیعی فاصله گرفته و صنعتی شده
- الگوی خواب تغییر کرده و اغلب مختل و بی کیفیت شده
- احساسات منفی غالب و همیشگی و استرس و اضطراب پنهان اما مداوم
- افکار شلوغ – حجم اطلاعاتی که روزانه دریافت میکنیم که غالبا هم بی ارزش هستند، چندین برابر شده
- جسم و مغز، تقریباً هیچوقت خاموش نمیشود و فرصتی برای استراحت و بازسازی ندارد
- و ده ها مورد مهم و موثر دیگه
که همه ی اینها میتوانند به اندازه عوامل فیزیکی اثرگذار باشند. این موضوع دیگر صرفاً “دیدگاه معنوی” نیست، حتی در پژوهشهای علمی نیز رد پای آن دیده میشود. این شرایط باعث شده سیستم درونی انسان دائماً در حالت «جنگ و گریز» باقی بماند. بدن انسان برای این سطح از فشار دائمی طراحی نشده است.
اگر همواره در این وضعیت بمانیم، در واقع بدن انسان در یک حالت «بیشتحریک دائمی» قرار دادیم. و این اصلا خوب و طبیعی نیست. بدن ما برای این زندگی طراحی نشده. در نتیجه بدن خسته نمیشود، فرسوده میشود. بدن انسان برای بقا در شرایط آرامتر و متعادلتر تکامل یافته است.
بدن یک ماشین ساده نیست، بدن انسان یک سیستم ایستا و مکانیکی نیست بلکه یک سیستم زنده و واکنشی است. به محیط، ذهن، احساسات و مهمتر از همه به نوع تفکر، مدل زندگی شما واکنش نشان میدهد. مسئله اصلی حفظ «تعادل کلی سیستم» است. در این نگاه، سالم بودن و حال خوب داشتن فقط به معنای بیماری نبودن نیست؛ بلکه هماهنگی بین تمام لایههای وجود انسان است.
از طرفی اینها فقط یک تغییرات ساده و کم اثر نیستند و به هیچ وجه فکر نکنید که اینها کاملا چیزهای عادی هستند و شما دارید به راحتی زندگی میکنید… خیر، به هیچ وجه اینگونه نیست. شما بایستی خیلی تیز بین و هوشیار باشید و اگر ذره ی به وضعیت خود و اطرافیان نگاه کنید متوجه این موضوع میشوید که هیچ کدام از اتفاقات پیدا و پنهانی که دارد بر سر شما می آید طبیعی نیست، آنها را باور نکنید. طبیعی نیست که همیشه مریض باشید، زود پیر شوید، چاق شوید و …
💎 حالت طبیعی این است که تا 120 سالگی در #سلامتی کامل باشیم💎
رسیدن به این هدف به راحتی امکان پذیره فقط کافیه راهش رو بدونیم و عمل کنیم✅💯
اصل مسئله به خود ما برمیگرده که باید رویه ی درستی را در تمام بخش های مختلف سبک زندگی خودمون پیش بگیریم . 🧡
حالا به همه ی این توصیفات به نظرتون راه حل چیه؟
علم پزشکی تا حدی میتواند ما را در این مسئله کمک کند اما حتی این علم نیز به تنهایی کافی و کامل نیست و بخش عمده ای را در نظر نگرفته. نگاه پزشکی نوین عمدتاً بر سطح فیزیکی تمرکز دارد. در حالی که انسان یک سیستم چندلایه است. اگر فقط یک لایه درمان شود، لایههای دیگر همچنان در وضعیت بیمار یا عدم تعادل باقی بمانند، مشکل به طور ریشه ای بر طرف نخواهد شد. نگاه رایج این گونه است که هر بیماری معمولاً یک علت، مشکل یا اختلال مشخص دارد که غالبا از نظر بدن فیزیکی درنظر گرفته میشود. مثلاً ویروس، باکتری، التهاب، مشکل ژنتیکی، ضعف عضو و… . بخشی از این نگاه درست است، اما کامل نیست چون ما «کل سیستم» را نمیبینیم. بیماری فقط یک مشکل فیزیکی نیست. اگر همه چیز فقط فیزیکی و مکانیکی بود، باید با این حجم از پیشرفت، بسیاری از بیماریها ریشهکن شده بودند، اما نشدهاند. و برعکس، بیماریهای جدید بیشتر شده و مزمن هستن.
متاسفانه این دیدگاه باعث میشود که بقیه عوامل درنظر گرفته نشود و این کار را سخت میکند. مثلا متخصصین هر حوزه، مشکل را فقط از دیدگاه و اطلاعاتی که خودشان در همان حوزه دارند ببینند در صورتی که بدن انسان جدایی از اینکه یک مجموعه ی بهم پیوسته است، در ابعاد دیگر وجود مثل ذهن، احساسات ، روح و… نیز ماهیت دارد و فقط یک سیستم فیزیکی جداگانه نیست. نکته ی حائز اهمیت این است که تمامی آنها با هم درآمیخته هستند و از هم تاثیر میپذیرند.❤️
در سالهای اخیر، علم نیز به تدریج به این نتیجه رسیده است که وضعیت روانی میتواند روند بهبود را کند یا سریع کند مثلا چیزی مثل استرس مزمن میتواند سیستم ایمنی را تضعیف کند. این یعنی بدن، فقط یک ماشین بیولوژیک نیست، بلکه در ارتباط دائمی با وضعیت درونی انسان قرار دارد. 💚
یکی از سوالات مهم دیگر این است که چرا با وجود درمان، برخی بیماریها ، باز آنها برمیگردند؟
پاسخ : چون ما معمولا فقط «علائم» را هدف قرار میدهیم و کنترل میکنیم. سپس دوباره به همان سبک زندگی غلط برمیگردیم و علل اصلی مشکلات را نه تنها برطرف نکرده ایم بلکه تشدید میکنیم. وقتی مشکل به طور ریشه ای حل نشود، الگو میتواند دوباره خودش را نشان دهد درآخر نتیجه دوباره تکرار میشود. مانند خوردن همواره و تدریجی یک سم و اقدامی موقت جهت درمان. بدن انسان همیشه در حال «صحبت کردن» است. اما زبان او، زبان کلمات نیست؛ زبان نشانههاست. خستگی، دردهای مزمن، اختلالات خواب، ضعف سیستم ایمنی، یا حتی بیماریهای تکرارشونده … همه میتوانند نوعی پیام باشند.
بخش بزرگی از سیستم سلامت مدرن، روی اصل کنترل نشانه ها کار میکند، نه لزوماً حل ریشه. مثل خوردن مسکن برای خاموش کردن درد. اینها به جهاتی خوب و کمک کننده است اما سؤال اصلی این است:
آیا ما واقعاً در حال حل مسئله هستیم یا اینکه فقط مشکل واقعی و ریشه ای را به تعویق میاندازیم؟ و یا حتی میشود گفت که شاید اصلا علت اصلی را نمیدانیم تا با برطرف کردنش درد کاهش یابد؟
باید از خود بپرسیم که، شاید داریم اشتباه به مسئله نگاه میکنیم و با سؤال اشتباهی پیش میریم و اصلا سوال اصلی چیز دیگه ای باشه.
سالهاست میپرسیم: “چطور این بیماری را درمان کنیم تا این مشکل و علائمش برطرف شود؟”
اما شاید سؤال اصلی این باشد که : ” اصلا چرا این بیماری به وجود آمده؟ و ریشه ی اصلی آن چیست “
به همین خاطر است که ما در اینجا نیاز به یک مکمل داری تا باقی جهات و لایه های انسان رو درنظر بگیره و بتونه اونها رو درمان کنه. ما به ابزاری نیاز داریم تا به ما در این هیاهوی زندگی یاری دهد. این روزها که زندگی خیلی شلوغ و پراسترس شده و هر روز با فشارهای ذهنی و انرژیهای منفی روبهرو هستیم، حفظ آرامش و تعادل درونی از همیشه مهمتر شده است. پاکسازی با تکنیکهای انرژیدرمانی میتواند یک روش خوب، سالم و مؤثر برای کمک به بازیابی انرژی و حال بهتر باشد و به همین خاطر، خیلیها به آن علاقهمند شدهاند.💛
مثلاً یکی از جنبه هایی که میتوان با انرژی درمانی به آن پرداخت و اثر شگفت آوری ایجاد کرد، مسائل مربوط به دهنی – روانی است. یعنی فقط در رابطه با همین مغز انسان باید گفت که، ورودی هایی که الان ما به ذهن خودمون میدیم، در هیچ زمانی از تاریخ، به این شکل در معرض این همه بمباران اطلاعات استرس زا و اخبار منفی قرار نگرفته است. مشکلات مالی، اختلافات خانوادگی، تنش های سیاسی، ترس از حوادث و بیماری ها، نگرانی برای آینده و…
💢و اگر به همین روال و سبک زندگی ادامه بدید متاسفانه بی برو برگرد، شما نیز دیر یا زود هم گرفتار این مشکلات میشوید یا چه بسا همین حالا با آن درگیر باشید.
– ممکنه بگید که ” برخی از این مسائل و تغییرات همیشه وجود دارن و خب کاریش نمیشه کرد، شده بخش جدایی ناپذیر زندگیمون…”
اما جواب شما و خبر خوب اینه که : ” اتفاقا خیلی خوب هم میشه😃 ”
من برای همین اینجام تا کمکت کنم 😘
ببینید دوستان، این مسائل همیشه هستند، اما چیزی که مهمه واکنش ما به اونهاست💎
🔵 مطمئنا دیدید بعضی ها در مواجهه با مسائل چقدر آروم هستن
و برعکس،
🔴 بعضی های دیگه در برخورد با کوچکترین موردی ناراحت و عصبانی میشن.
🟨 غالب افراد دسته ی دوم هستن و بی اختیار به این حالت دچار میشن.
🔥موثرترین راه، قرار نگرفتن در معرض عوامل ایجاد ناراحتی و عصبانیت ماست.☠️
یعنی بهترین کار دوری کردن از #ورودی های سمی به ذهن مقدس ماست💎
✅همون طوری که شما آشغال وارد جسمتون نمی کنید غذای بد و ناسالم نمیخوری، نباید آشغال به ذهنتون وارد کنید.
و طبیعتاً اگه این کار رو کردید باید منتظر عواقبش باشید☺️
پس سعی کنید همونطور که در انتخاب غذای خوب به وسواس به خرج میدید مثل زمانی که در سلف سرویس بزرگ از انواع غذاها هستید، پس در انتخاب ورودی های خوب به ذهنتون هم وسواس داشته باشید.
آما ⚠️⚠️⚠️ آما…
مسلماً نمیشه از دست خیلی از این مسائل فرار کرد.👍
حتماً مواردی پیش میاد، که به نحوی ما رو درگیر خودشون میکنن.✅
و ما به طور طبیعی نمی تونیم خودمون رو #آروم و #کنترل کنیم… خب در اینجور موقعیت ها چیکار میشه کرد؟😢
اینجاست که بیشتر آدمها هیچ پاسخی ندارن… و دقیقاً همینجا میبازن.
چاره کار خیلی ساده است. حالا که نمیتونیم همیشه از استرس و نگرانی ها فرار کنیم پس باید اثرش رو از بدنمون پاک کنیم.
بهترین، قوی ترین، اثرگذارترین، نتیجه بخش ترین راه حل، انجام پاکسازی به روش انرژی درمانی هست.
در همین راستا هدیه ی من به شما، آموزش یکی از بهترین روش های انرژی درمانیه.
برای دریافت آموزش رایگان مختصر، مفید، در عین حال کامل و حرفه ای EFT به کانال حلال مشکلات مراجعه کنید 🥰
نتیجه گیری
در نهایت، شاید حقیقتی که کمتر به آن توجه کردهایم این باشد که مشکل اصلی ما، نبود امکانات یا پیشرفت علمی نیست، بلکه فاصله گرفتن ما از خودمان است.ما یاد گرفتهایم که دنیای بیرون را کنترل کنیم، اما هنوز بلد نیستیم درونمان را آرام کنیم. استرسها، نگرانیها و فشارهای روزمره، بخشی اجتنابناپذیر از زندگی امروز هستند؛ اما ماندن اثر آنها در بدن، یک انتخاب ناخواسته است، نه یک اجبار.
و اینجاست که آگاهی، تبدیل به قدرت میشود. وقتی یاد بگیریم اثر این تنشها را از بدن و ذهن خود پاک کنیم، نهتنها از بسیاری از بیماریها فاصله میگیریم، بلکه کیفیت زندگیمان نیز به شکل چشمگیری تغییر میکند.
پاکسازی، فقط یک تکنیک نیست؛
یک بازگشت است. بازگشت به تعادل، به آرامش، و به نسخهای سالمتر از خودمان.
شاید زمان آن رسیده که به جای جنگیدن با نشانهها، ریشهها را ببینیم و از همانجا، تغییر را آغاز کنیم.
دیدگاهتان را بنویسید